(طرح: ایمان ملکی)

یه احساس خاص و یه ارادت ویژه‌ای به مرحوم دکتر علی مزینانی «شریعتی» دارم؛ ادعام نمی‌شه طرز فکر آن چنانیِ عجیب و غریبی دارم اما هر چی که دارم از ایشون دارم، خوشحالم و به خودم افتخار می‌کنم که بزرگی مثل زنده‌یاد شریعتی رو هر چند به خاطر سنم ندیدمش و پای سخنرانیای جذابش ننشستم اما اغراق نیست اگه بگم مثل افرادی که توفیق درکش نصیب‌شون شده، روم تأثیر داشته و تا عمر دارم مدیون و وام‌دارشم ولی حسرت بزرگی دارم بابت ندیدنش و حسرت بزرگ‌تر و عمیق‌تری دارم بابت مدفون نبودنش تو کشور خودمون و هر موقع یادش میفتم غم عالم میاد سراغم؛ فرقی نداره پیرو چه دین و مذهب و مرام و مسلکی باشی، هر طرفی که باشی و هر کسی که باشی و هر جایگاهی که داشته باشی بخوای یا نخوای، محال ممکنه برای علی شریعتی احترام قائل نباشی؛ حیف که دیگه مثل «دکتر» نداریم... امروز هم که تولدشونه واقعاً جای خالی‌شون احساس می‌شه؛ اینم یکی از آثار مجموعه «به روایت یک شاهد عینی» اثر آزاده اخلاقی هستش که مربوط به روز وفات «مشکوک» دکتر شریعتی می‌شه:

(یه افتخار کوچولو هم مربوط به روز تولدمه که مصادف شده با روز مرگ ایشون)

(اینو هم آووکادو جان در همین رابطه نوشته: شور شده دیگه!)