این خاطره واس همین امروز سر ظهره! همچین داغ داغ تازه از تنور دراومده! اومدم سوار ماشین بشم برگردم خونه، دیدم عه، سپر جلوم ضربه خورده چرا؟ کِی زدم به کجا یا شاید کی، کجا بهم زد خودم یادم نمیاد؟ فکر کردم شاید ماشین جلوییم موقع پارک کردن بهم زده اما یادم اومد صبح که می‌اومدم اینم بود؛ دیگه وقتی دیدم چیزی یادم نمیاد و جوابی هم برای سوالام ندارم گفتم ماشینو روشن کنم برم حداقل فکری برای تعمیرش بکنم؛ ریموت رو زدم باز نکرد، خود کلید رو انداختم توی قفل دیدم باز نمی‌شه، یه خورده با دقت برانداز کردم دیدم اصلاً ماشین من نیست! خداروشکر کسی این شاهکارمو ندید وگرنه معلوم نبود چه اتفاقاتی می‌افتاد!

(اون جوری هم نگام نکنید، خب پیش میاد دیگه!) :D

(الحاقیه: بنده اون معتاد پولدار مد نظر هولدن کالفیلدم!) :))