تا همین چند روز پیش یه گوشی ساده دستش می‌گرفت، ساعت مچی هم نداشت و با همون موبایلش زمان رو چک می‌کرد، درک خاصی هم از عشق و عاشقی و ارتباط با جنس مخالف نداشت؛ حالا الان دم به دقیقه عکس سلفیِ «همین الان یهویی» و «یه روز خوب با چند تا از خوبا» که با آی‌فون 6Sـش که گاهاً سوار مونوپاد کرده آپلود می‌کنه اونم با ژستای بسیار دیوانه‌کننده و ژورنالی و انتخاباتی (!) اعم از: اخم، لبخند ژوکوند، لبخند کج، نگاهِ مکش مرگ من، نگاه در افق، سه‌رخ، با کت و شلوار و عینک دودی اونم توی خونه، جلوی آینه طوری که لوگوی اپل قشنگ توی چشم مخاطب فرو بره و امثالهم؛ از اون طرفم یه ساعت با مارک فلان که از ساعت دیواری اتاق منم بزرگ‌تره بسته به دستش و آستینش رو هم طوری تنظیم کرده که با زبون بی‌زبونی فریاد بزنه «آی ملت! کلی خرجش کردما، ببینید چه خفنه»! توی این مدت هم با وجود سن کمش، سه برابر طول و عرض عمر من شکست عشقی خورده و امروز عاشقه می‌زنه توی فاز «امشو شو شه لیپه لیلی لونه» و فردا فارغه می‌زنه توی فاز «هر پسربچه که گذرش به خیابان تو خورد یک شبه مرد شد و...»! حالا همه اینا هیچی، اون توهم «خود خفن پنداری»ـیشه که جالب‌ترش می‌کنه!

(از قدیم گفتن: خدا خر رو می‌شناخت که بهش شاخ نداد!) :))