حالت عادی: چاکرتم داداش... نوکرتم اخوی... بدخواه داشتی بگو ها... هر کمکی از دستم بر بیاد دریغ نمی‌کنم... تو از برادر بهم نزدیک‌تری و...

وقتی برای اولین و البته آخرین بار ازش پول قرض خواستم (اونم مبلغی که براش پول خُرد به حساب میاد) و تأکید هم کردم که نهایتاً دو-سه ماهه پسش میدم، همچین جوابی گرفتم: والا ندارم، به جان مترسک ندارم، همین دیروز به خدا قسم کل موجودی‌مو خرج کردم، شرمندم و...

(در گذریم که الکی از جون من و خدای بالای سرش مایه گذاشت اگه یه کلمه می‌گفت «نمیدم» ناراحتم نمی‌کرد اما وقتی دروغ میگه، باید روی «نوع» دوستیم باهاش تجدید نظر کنم)