دوست عزیزی که از اول محرم تا پایان روز عاشورا و احیاناً تا آخر ماه صفر پیراهن مشکی می‌پوشی و ریشاتو نمی‌زنی و ماشین‌تو گِل‌مالی می‌کنی و پشتش با رنگ قرمز خونی‌طور اسم یکی از شهدا یا بازمندگان حادثه کربلا رو می‌نویسی یا اگرم ماشین نداری روی موتورت پرچم سیاه می‌زنی و هر شب توی یکی از این هیئتا و تکایا و مساجد و حسینیه‌ها مشغول «خدمت»ـی و این چند وقته فقط غذا و نوشیدنی نذری نوش جان می‌کنی و دائم یه دستت روی سینه‌ات و اون یکی دستت روی فرق سرت فرود میاد، سلاملیکم!

دوست خوبم، حداقل به حرمت اون لباست و محاسنت که به احترام صاحب این ایام تغییر شکل دادن و شبا شونه‌هات زیر سنگینی علامت درد می‌گیره، این روزا بالاغیرتاً چشم‌چرونی نکن و چشم دختر و زن مردم رو در نیار؛ اون مشکی عمیقی که پوشیدی و اون ریش انبوهی که گذاشتی مال خودت نیستن، چون خودتم که ادعای «خادم» بودنت می‌شه برای خودت نیستی و برای یه نفر به مراتب بزرگ‌تر از خودتی؛ اگه نمی‌تونی توی این مدت «آدم» باشی، لطف کن و دست از این ظاهرسازیات بردار و مثل همیشه‌ات باش و در عوض آبروی اکثریتی که عزادارن و حتی حوصله نگاه کردن به خودشونو هم ندارن چه رسد به بقیه، رو نبر؛

این‌که یه نفر حجاب درستی نداره یا چادر مشکی سرش نیست یا داره لبخند می‌زنه یا برای تفریح اون‌جا اومده و هیچ اعتقادی نداره یا از همه اینا گذشته، توی خیابون داره مثل روزای دیگه‌اش و با تیپ و ظاهر همیشگیش تردد می‌کنه و کلی حالت دیگه، هیچ‌کدوم اینا «بهونه» موجهی برای اون عمل وقیحت نیستن، خلاصه میگم: «به تو چه»؟! هیچ کجای دین و فقه و شرع مقدس هم زُل زدنِ مسموم توی صورت نامحرم مجاز نیست و حتی جزو مراحل «امر به معروف و نهی از منکر» هم نیست، پس جمع کن خودتو.

(از صمیم قلبم دعا می‌کنم که همه‌مون سر به راه باشیم و اگر نیستیم بشیم)