«دوست داری چی کاره بشی»؟ سوال ثابتی که از همه ما طی دوران بچگی پرسیدن و خود ما هم از بچه‌ها می‌پرسیم؛ یادتونه جوابتون چی بود؟ البته منظورم خلبان و پلیس و آتش‌نشان نیست چون که یه علاقه مشترک بین همه بچه‌هاست، منظورم اون شغلیه که واقعاً دوست داشتید انجامش بدید و هنوزم بهش فکر می‌کنید؛ نمی‌دونم کدوم یکی از شما حرفه الان‌تون با آرزوی قدیمی‌تون یکسانه اما چون می‌دونم که اکثریت این طور نیستید پس تصور کنید جای شغلی که الان دارید یا در شرف به دست آوردنش هستید اون کاری رو انجام می‌دادید که از ته دل دوستش داشتید، به نظرتون الان حالتون بهتر نبود و با انرژی بیش‌تر و حواس جمع‌تر انجامش نمی‌دادید؟ قطعاً همین طوره و اگه این اتفاق می‌افتاد الان جامعه بهتری نداشتیم؟ این‌که هر کسی با تمام قدرتش کارش رو به نحو احسن انجام بده هم به نفع خودشه و هم به نفع خانواده خودش و هم به نفع جامعه؛ به نفع خودشه چون باعث می‌شه نهایت لذت رو ببره و به نفع خانوادشه چون که نان‌آور خونه حالش خوبه و جیبش خالی نمی‌مونه و اونا هم طبیعتاً حال می‌کنن و به نفع جامعه است چون کالا و خدمات باکیفیت تحویل می‌گیرن؛

چه ایرادی داره کسی که نونوایی دوست داره بره جلوی تنور و با «عشق» نون تازه دست مردم بده و دعای خیر یه ملتی پشت سرش باشه جای این‌که بره بشینه سر کلاس درسی که علاقه‌ای بهش نداره و بعداً کاری رو بکنه که دوستش نداره؟ و هزار تا مثال دیگه؛

خود من دوست داشتم حیوون فروش بشم؛ هنوزم که هنوزه به دنیای حیوانات خیلی علاقه دارم و برنامه تلویزیونی مورد علاقم در درجه اول مستند حیات وحشه و کسی از اقوام و دوستان می‌خواد حیوون خونگی بخره منو با خودش می‌بره کمکش کنم؛ البته چندتایی حیوون خونگی داشتم (ماهی و خرگوش و فنچ و سنجاب و...) و جالبه بدونید با وجود این‌که هیچ وقت هیچ خزنده‌ای رو حتی در حد یک ساعت هم نداشتم اما اطلاعات خوب و به درد بخوری در موردشون دارم!

داشتم این مقاله «13 مدرسه بدیع و خلاق در سراسر جهان» از سایت «دیجیاتو» رو می‌خوندم که یاد این افتادم اگه سیستم آموزشی ما و فرهنگ غالب جامعه ما و طرز فکر خانواده‌های ما این مدلی نبود و ما الان هر کدوم سر جای اصلی‌مون (و نه جایی که هولمون دادن) می‌بودیم خیلی از مشکلات فعلی‌مون رو نداشتیم و از همه مهم‌تر این‌که چون به حق خودمون قانع بودیم، حرص و طمعی و بخل و حسدی هم نداشتیم، اینایی که میگم آرمان‌شهر یا مدینه فاضله یا ایده‌آل یا هر چی دیگه که اسمشو می‌ذارید نیست، اینا تازه می‌شه زندگی واقعی و اون موقع است که می‌شه معنیش رو درک کرد... و به قول خودمون «حالشو ببریم»!

(از خودمون که گذشت اما حداقل بیایم به بچه‌های خودمون فرصت بدیم زندگی‌شون رو اون طوری که دوست دارن بسازن و نه اون شکلی که...)