تازگیا یه سری بیمار پیدا شدن که با اسم من، برای شما دوستای خوبم ایجاد مزاحمت می‌کنن؛ در برابر مزاحمتایی که برای خودم ایجاد کردن و می‌کنن، حرفی نمی‌زنم چون «پاسخ ابلهان خاموشی‌ست» و دفعه اولم هم نیست که با این عجایب محروم از عقل مواجه میشم و اهمیتی هم برام ندارن اما شما دوستام خط قرمزم هستید و نمی‌تونم ناراحتی و اذیت شدن شما رو ببینم و سکوت کنم؛ مطمئن باشید این‌قدری باهوش هستم که آبرو و اعتبار چندین و چند ساله‌ام رو که به لطف نگاه شما مهربونا به دست آوردم به راحتی و با یه حرف نابه‌جا از بین نبرم و اگر کامنت ناروایی، ای‌میلی، احیاناً تماس تلفنی یا مسیجی با اسم من دریافت کردید که محتواش قبیح و در شأن یک انسان دون‌پایه بود مطمئن باشید که کار یه بی‌کار و علافه که محض افزایش جمعیت شاغلین کشور دست به این عمل وقیحانه می‌زنه که از خدا شفای عاجل رو براش آرزو می‌‍کنم؛ حالا در گذریم از اون خالی از شعورهایی که بی‌کارتر از گروه قبلی‌ان و هی برای دوستای من حرفایی که لایق خودشونن رو ارسال می‌کنن؛ واقعاً درک نمی‌کنم یه آدم باید چقدر اوضاعش خراب باشه که از صبح تا شب و از شب تا صبح خودشو مشغول آزار و اذیت دیگران بکنه؛ گویا اون زمانی که داشتن عقل و شعور تقسیم می‌کردن «بعضیا» در حال بستن بند کفششون بودن و بهشون نرسیده!

این خاندان «سعودی» هم اشتباهی اسمشون رو انتخاب کردن چون هیچ ارتباطی بین اینا و سعادت و خوشبختی وجود نداره و اسمشونو باید بذارن آل «سقوط» که تنها کارشون «سقوط» سرهای مردم بی‌گناه با شمشیر داعش و القاعده و امثالهم و «سقوط» اخلاق و انسانیت توی فرودگاه جده و «سقوط» جرثقیل و تازگیا هم «سقوط» جون حجاج توی منا است؛ خدایا، بارگاهت چقدر مظلومه... برای خانواده حجاج درگذشته آرزوی صبر و شکیبایی دارم و برای بقیه حاجیامون که خداروشکر صحیح و سلامتن آرزوی قبولی عبادات و بی‌خطر گذشتن این چند روزشون رو دارم، همون خدا پشت و پناهشون.

(خواستم در مورد اتفاقات کنسرت دیشب و حس و حال خوبش بنویسم اما دیدم این حرفا مهم‌ترن)