اول تیر خب طولانی‌ترین روز (و کوتاه‌ترین شب) ساله و سی آذر که شب یلدا باشه طولانی‌ترین شب (و کوتاه‌ترین روز ساله) اما باور کنید روز دوم فروردین و 31 شهریور به ترتیب سریع‌ترین و یواش‌ترین روزای سالن! 2 فروردین چون ساعتا رو یک ساعت می‌کشن جلو تند و تند می‌گذره و 31 شهریور هم چون یه ساعت می‌کشن عقب خیلی آروم می‌گذره! منتها امروز یه خوبی داره که صبح یه ساعت بیش‌تر می‌خوابیم! دیشب ساعت 12 قدیم (!) خوابیدم، یه ساعت گذشت بیدار شدم دیدم عه هنوز 12 است منتها به جدید! حالت عادی صبحا تا 7:30 می‌خوابم اما امروز ساعت 6:30 دیگه سرحال بودم و هر چی تلاش کردم بیش‌تر بخوابم نشد که نشد :| آخه اینم ساعت بدنه که من دارم؟ عقلش کمه دیگه، نمی‌فهمه!

از تندی و کندی امروز که بگذریم، اولین 31 شهریور و فردا هم اولین اول مهریه که هیچ حس خاصی بهشون ندارم! درسته از دوران پیش‌دانشگاهی به بعد هیچ وقت هفته اول مهر کلاس نداشتم و برام فرق خاصی با روزای قبلش نداشتن اما خب هر ساله یه غم خاصی داشتم که امسال ندارم که البته بزرگ‌ترا میگن سرباز که بشم دلم برای همین غم و غصه هم تنگ می‌شه :))

(به یاد و احترام همه اونایی که 35 سال پیش مقابل صدام و دارودسته خون‌خوارش ایستادگی کردن و هم‌چنین خانواده‌هاشون که بودن و نبودن عزیزانشون رو صبوری می‌کنن تا من و شما در آرامش و آسایش باشیم...)