۳۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

به یادتون بودم

باید اعتراف کنم اون سری کلی فیلم گرفتم که نشونتون بدم اما طی یک حرکت ناشیانه همه‌شون پاک شدن، 5 گیگ هم بودن و آی سوختم! و باید هم‌چنان اعتراف کنم که همون سری خانواده معترض شدن که چرا همیشه با دوستات کنسرت میری و بیا یه بار با هم بریم و منم دلم طوری کباب شد که بوش دنیا رو برداشت! خلاصه دیشب برای بار دوم ظرف دو ماه اخیر کنسرت مازیار خان فلاحی رفتیم، این بار همراه با خانواده؛ از اول هوادارش بودم و ویدئوی اکثر کنسرتاش رو دیدم و پنج تا اجرا رو خودم به صورت زنده شاهد بودم ولی اغراق نیست اگه بگم دیشب بهترین و پخته‌ترین اجراش رو دیدم؛ این سری حواسم رو بیش‌تر جمع کردم و قبل از هر کاری یه کپی از فیلما گرفتم و اونی که بیش‌تر از همه بهم چسبید یعنی اجرای ترانه «تاب گیسو» همراه با نوازندگی خودش رو براتون آپلود کردم که پیشکش می‌کنم؛ به عبارتی پرانتز انتهای این پست، ویدئویی هستش!

مترسک
چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ۳۵ نظر

با جنگ بجنگیم

نمی‌دونم این فایلی که تازگیا توی فضای مجازی منتشر شده رو شنیدید یا نه، اگه شنیدید که هیچ و اگر هم نشنیدید که حتماً بشنوید؛ فایلش رو نمی‌ذارم چون تمایلی ندارم ترویج کننده «نجاست» باشم؛ در ادامه اشاره می‌کنم که چرا از این لفظ استفاده کردم؛

در میزان خباثت آل سعود که شکی نیست، بارها طعم زخم‌شون رو چشیدیم؛ بابت حمایت از صدام، کشتار حاجی‌ها تو دهه شصت، کارشکنی در مذاکرات اتمی، دایه مجاهدین خلق (منافقین) شدنش، هتک حرمت و به کام مرگ کشوندن حاجی‌هامون تو دهه نود و... همگی کاری کردن که حسی سراسر منفی نسبت بهشون داشته باشیم اما این به معنی این نیست که ما بخواهیم برای شروع جنگ پیش‌قدم بشیم؛

هنوز جای جنگ هشت ساله با عِراق درد می‌کنه، هنوز روزی نیست که خبر شهادت یکی از جانبازان رو نشنویم، هنوز تو مناطقی که شیمیایی شدن امنیتِ سلامت وجود نداره، هنوز مناطقی هستن که مین‌روبی نشده باشن و قربانی بگیرن، هنوز یادمون نرفته که بهترین جوونای این مملکت چه جوری پرپر شدن و... تازه شروع کننده اون جنگ ما نبودیم و این همه زخم خوردیم، دیگه چه رسد به این‌که خودمون داوطلبانه جنگ رو شروع کنیم؛

یه احمقی به طبل جنگ می‌کوبه و احساسات بقیه رو تحریک می‌کنه ولی خودش میره تو سوراخ موش قایم می‌شه لطمه‌ای بهش وارد نشه و به جاش از منافع اقتصادی جنگ بهره ببره (کاسب جنگ) و جوونای مردم رو به کشتن بده؛ اون که اسیر نمی‌شه، اون که شکنجه نمی‌شه، اون که موجی نمی‌شه، اون که شیمیایی نمی‌شه، اون که یتیم نمی‌شه، اون که داغ‌دار نمی‌شه، پس براش چه فرقی داره توی جنگ کی ضرر می‌کنه؟ خودش که به هر حال سود می‌کنه!

بر می‌گردم به بند اول و کلمه «نجاست»؛ جنگ نجسه، کثیفه، بی‌خوده و حتی جهنمیه؛ مگر برای خدا و یا دفاع از کشور باشه، اما آیا این جنگ‌طلبانِ بدتر از صدام، به فکر خدا و کشورن؟ مسلماً به فکر هر چیزی هستن جز...؛ به سفارت سعودی حمله کردید و خسارتش رو مردم از بیت‌المال دادن و پرونده حادثه منا هم بدون نتیجه موند و تازه طلبکار هم شدن و روابط دیپلماتیک رو قطع کردن، پس لطف کن بیش از این با اون صدای ناهنجارت اصرار و تکرار نکن که «مکه اگر مرکز ایران شود قشنگ است»!

(یادمون نره که آگاهی دشمن باعث شکست نمی‌شه، نادانیِ خودیه که زیان بار میاره)

(ضمناً: مدال طلای تیم ملی والیبال نشسته‌مون رو تبریک میگم، دمشون گرم)

مترسک
دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ ۳۴ نظر

نمی‌دونم...

(طرح: شاهین صادقی با تشکر از پیشنهاد آقاگل)

نمی‌دونم باید بابت مدال‌های رنگارنگی که ورزشکارامون دیروز و امروز کسب کردن تبریک بگم و برای تیم ملی والیبال نشسته‌مون آرزوی موفقیت کنم یا از دست دادن یه وطن‌پرست رو تسلیت بگم؟ وطن‌پرستی که پاش رو در جنگ برای کشورش از دست داد و دیروز هم وقتی با دوچرخه‌اش برای بالا بردن اسم ایران رکاب می‌زد (می‌جنگید) دچار سانحه شد و در نهایت هم از دنیا رفت؛ اسم بهمن گلبارنژاد عزیز بدون این‌که به خط پایان برسه برای همیشه در تاریخ می‌مونه، چون تا وقتی که بود، خودش رو وقف عشقش کرده بود؛ روحش شاد.

(تازگیا یه فایلِ جنگ‌طلبانه‌ای تو فضای مجازی منتشر شده که امروز قصد نواختن اون رو داشتم اما به خاطر این حادثه تلخ موکولش می‌کنم به فردا)

مترسک
يكشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ ۳۶ نظر

رپورتاژ نه، دعوت به کار خیر

وضعیت معیشت و اقتصاد خوب نیست که نیست، رکود و تورم هست که هست، هیچ کسی از شرایط موجود راضی نیست که نیست، اما این دلیل نمی‌شه کودکان (دوباره این کلمه رو با تأکید بیش‌تری بخونید: کودکان) معصومی که هیچ گناهی نکردن قربونی این شرایط بشن؛ به این هم کار ندارم که کمک کردن به آینده‌سازان کشورمون در اصل وظیفه کیه چون الان همه اینا رو گفتم که از شما دوستای خوبم دعوت کنم یه کاری به ظاهر کوچیک (برای ما) و بسیار بزرگ برای این کودکان بی‌گناه انجام بدید؛ خرجش هم وسط هزینه‌های سرسام‌آور این روزگار واقعاً ناچیزه و گم می‌شه: فقط 17000 تومان ناقابل!

عمو کامیار رو که می‌شناسید؟ جزو مردان نیک روزگاره و یکی از قابل اعتمادترین رفقایی که می‌شناسم؛ همه این برنامه‌ها زیر سر ایشون و دوستاشه؛ اسم گروهشون رو هم «گروه خیریه رز» گذاشتن؛ یه سری ماگ طراحی کردن، با کیفیت عالی و طراحی شیک و تو دل برو، همه هزینه‌ای که دریافت می‌شه هم قراره خرج درمان، تغذیه، بهداشت، تحصیل، پوشاک، سرپناه و تفریح کودکانی بشه که بی‌سرپرست، یتیم یا با توان مالی کم هستن؛ اطلاعات بیش‌تر می‌خواهید؟ همه راه‌های ارتباطی حاضر و آماده است:

(راه دوری نمیره، همه ما هم‌وطنیم و از یه خون با یه رگ و ریشه‌ایم، پس بیایید همگی آستین بالا بزنیم و قدمی به ظاهر کوچیک اما با نتیجه‌ای بزرگ برداریم، به امید روزی که همه کودکان ایرانی بتونن کودکی کنن)

مترسک
شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ ۲۵ نظر

مِی نوش که عمر جاودانی این است...

(لینک تصویر در اندازه بزرگ‌تر و خواناتر)

مترسک
جمعه ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ ۲۵ نظر
مطالب اخیر