۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

اهواز خفه شد بس که هوا ندارد + الحاقیه

مسئول یا مسئولینی که به هر نحوی مرتبط با وضعیت خوزستانید، یه چیزی رو خیلی رُک و عصبانی میگم، از ذیل تا صدرتون رو هم دارم عرض می‌کنم، اونم این‌که اگه وجود کار کردن و باری از روی دوش مردم برداشتن رو نداری، برو استعفا بده تا کسی که واقعاً آدم روزای سخته بیاد و یه کاری انجام بده؛

زمان انتخابات که می‌شه، فارغ از حزب و جناح و طرز فکر، به اولین استانی که میرید خوزستانه و وعده و وعیدهای ابرقهرمانانه عجیب و غریب میدید که کسی ندونه فکر می‌کنه با رستمِ دستان طرفه اما همین که اون میز و صندلی کوفتیِ مسئولیت رو لمس می‌کنید انگار نه انگار... ثروتمندترین نقطه ایران باید برای هوای نفسش و آب خوردنش و امثالهم لنگ باشه اون وقت... بگذریم؛

یه چیزی بگم و تمام: شمای مسلمون از اون نامسلمون ژاپنی چی‌ات کم‌تره؟ که اون کوچک‌ترین اشکالی در مجموعه تحت مدیریتش ایجاد می‌شه فوری مقابل ملتش تا کمر تعظیم می‌کنه و عذرخواهی که کرد بعدش استعفا می‌کنه.

(هم‌وطنان عزیز خوزستانی، من و امثال من رو ببخشید که نهایت توانمون در حد یه پست وبلاگیه، شرمنده همه‌تونیم)

(الحاقیه: تا بکاریم نهال آلو)

مترسک
شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۲۷ نظر

هوای شهر بارونه...

مترسک
جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۴ نظر

معلم قدیم و تاج سر فعلی... اپیزود دوم

اگه یادتون باشه یک سال و اندی پیش بود که یکی از معلمای دوران ابتدایی‌ام رو دیدم و کلی بابتش ذوق مرگ شده بودم! اما از اون به بعد دیگه ندیدمش، خودش هم سر و کارش طرفای ما نیفتاد تا دیداری تازه کنیم تا همین دو-سه شب پیش که از پادگان رسیدم خونه وقتی تلگرام رو باز کردم دیدم اولین پیغامی که برام اومده اینه که خانم حـ... عضو تلگرام شده! منم معطل نکردم و فوری سر صحبت رو باز کردم و از شانسم همون لحظه آنلاین بود و شروع کردیم به چت کردن؛ به شدت هم فعاله و دائم چیزایی که به نظرش جالبن برام می‌فرسته، اعم از جوک و عکس و gif و مطالب خاص و... خلاصه بهتون بگم تمام خستگی دو ماه آموزشی و داستانایی که توی مسیر برگشت به خاطر برف و سرما داشتیم، همگی رو در دم فراموش کردم بس که این استادِ جان، کنسرو انرژی مثبته و استعداد عجیبی در حال خوب کنی داره! دم و بازدمش گرم! ^_^

(فکرش رو هم نمی‌کردم یه روزی برسه که بگم تا دو-سه شب پیش پادگان بودم و حالا نیستم، از بس وقتی داخل اون بی‌صاحبیم (!) زمان آروم می‌گذره!) D:

مترسک
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲ نظر

آن چه گذشت و این صحبتا

چرا رفتم؟ سوالی که قطعاً بین همه‌تون مشترکه؛ جوابش کوتاهه: چون دیگه نوشتن حالم رو خوب نمی‌کرد؛ منم عادتمه اگه چیزی حالم رو بهتر نمی‌کنه، بذارمش کنار و در مورد وبلاگ هم همین کار رو کردم؛ پس عنایت داشته باشید که هر شایعه‌ای غیر از این واقعیت نداره و شخص شایعه‌ساز هم دروغگو تشریف داره و ضمناً در جریانید که دروغگو دشمن خداست؛

از خدمت؛ کرمانشاه بودم؛ در مجموع سربازی جایی نیست که خوش بگذره ولی الهی شکر، گذشت! شرایطی هم ایجاد شد که نسبت به بقیه دوستانم کم‌تر به من سخت گذشت اما خب چندان هم راحت نبودم؛ راجع به اذیت شدنم هم که بعضی دوستان پرسیده بودن باید بگم که خوشبختانه درک عمومی جامعه بالا رفته و طی این دو ماه فقط یک نفر نادونی کرد و چیزی گفت که نباید می‌گفت که همون هم در درجه اول با برخورد تند فرماندهمون مواجه شد و به عنوان مورد انضباطی درج در پرونده‌اش شد و در درجه دوم که براش سنگین‌تر هم بود، واکنش رفقامون بود که سرزنشش کردن، اونم با بدترین عکس‌العمل ممکن؛ همگی هم خصوصی یا عمومی به خودم می‌گفتن که به این شخص اهمیت نده و این حرفا؛

دیگه چه خبر؟ همون طوری که می‌دونید برای من زندگی بدون موسیقی سوء تفاهمی بیش نیست! توی این مدت هم علاوه بر آثار هنرمندانی که قبلاً پیگیرشون بودم و شما هم می‌شناسیدشون، یه عزیز دیگه‌ای هم به لیست علاقه‌مندی‌هام اضافه شده که اونم کسی نیست جز حامد همایون عزیز، چهره جدید موسیقی پاپ کشورمون که برعکس خیلیا، دم از امید و عشق می‌زنه، جای این‌که آه و ناله کنه؛ به امید موفقیت روزافزونش، لینک دانلود قانونی اولین آلبومش رو هم ضمیمه می‌کنم:

دانلود قانونی آلبوم «دوباره عشق» از حامد همایون

[قیمت: 4000 تومان]

و اما آخرین حرف؛ آقایون جمع که هنوز سایه شوم سربازی بالای سر زندگی‌تونه، به عنوان برادر کوچیک‌تر توصیه می‌کنم اگه با مدرک تحصیلی فعلی‌تون، امکان گرفتن معافیت (چه پزشکی، چه کفالت و چه موارد خاص) رو دارید، واقعاً ارزشش رو داره که یه مدت کوتاهی قید تحصیل رو بزنید و از شر این پدیده نامیمون راحت بشید؛ چون قوانین نظام وظیفه روز به روز سختگیرانه‌تر می‌شه مخصوصاً برای لیسانس و بالاتر از لیسانس و ضمناً عقب موندگی تحصیلی به سرعت قابل جبرانه اما عقب موندگی دو ساله از زندگی خیلی راحت جبران نمی‌شه و این دقیقاً توصیه‌ای بود که به خودم شد و گوش ندادم و همین که درسم تموم شد قانون تغییر کرد و نتونستم معاف بشم پس شما حواستون رو جمع کنید تا بلای من سرتون نیاد، حتی اگه الان دانشجویید ارزشش رو داره که چند ماهی انصراف از تحصیل بدید و وقتی همه کاراتون اوکی شد دوباره برگردید سر درس و مشقتون وگرنه ضرر می‌کنید، خلاصه بگم: کار امروز رو به فردا واگذار نکنید؛

راستی طبق قولی که داده بودم از دیشب دستی به سر و روی لینکا و دوستانی که دنبال می‌کنم کشیدم و به مرور تکمیل‌تر هم می‌شه، فقط این نکته رو اضافه کنم که من همه عزیزان رو به صورت مخفی دنبال می‌کنم پس دنبال اسمم توی لیستتون نگردید، پیدام نمی‌کنید!

(حرفام خیلی بیش‌تر بود ولی مختصر گفتم تا حوصله‌تون سر نره هر چند همینم  زیاد «مختصر» حساب نمی‌شه!) D:

مترسک
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۵۱ نظر

به خودم قول میدم

از همین تریبون (!) به خودم قول مردونه میدم که 20 و چند روز دیگه که آموزشی‌ام تموم شد و منتقل شدم شهر خودم و وقت آزادم بیش‌تر شد این کارا رو حتماً انجام بدم:

پیگیری جدی موسیقی، چون که بعد از دو ماه تمرین نداشتن و دور بودن از این فضاها، قطعاً یه چیزایی یادم رفته و حسابی عقب افتادم؛ بماند که اگه سرباز نبودم و این وقفه پیش نمی‌اومد، اردیبهشت کنسرت هنرجویی داشتم؛

برم دنبال کلاسای «سُلفژ» و آواز؛ خیلی عجیبه اما توی این دوران سربازی خیلی از دوستامون به طور جدی گفتن استعداد خوندن دارم و جدی‌اش بگیرم! شاید اعتماد به نفس کاذب باشه ولی به امتحان کردنش می‌ارزه؛

تصمیم‌گیری جدی برای آینده بعد از پایان خدمتم؛ این‌که سر وقت چه کاری برم و آیا برای ارشد بخونم یا نخونم و اگه قرار به خوندنه با چه برنامه‌ای بخونمش و اگه قرار به کار کردنه دنبال چه کاری برم و اینا؛

کشیدن دستی به سر و روی وبلاگ، لینکا و لیستی که دنبالشون می‌کنم و امثالهم؛ یه سری عزیزان رو باید اضافه کنم و یه سری رو هم که متأسفانه غیرفعال شدن رو حذف می‌کنم؛ این آخری رو به احتمال خیلی 100 درصد (!) هم‌زمان با سه تای بالایی انجام میدم.

(امروز بر می‌گردم پادگان و در اولین دسترسی‌ام به نت حتماً میام این‌جا که یحتمل بره برای پایان دوره، پس فعلاً خداحافظ همگی)

مترسک
يكشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ ۵۶ نظر
مطالب اخیر