۳۸ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

مترسک مُعَبِر!

گفت: دیشب خواب یه آسمون خیلی تمیز دیدم، پر از ستاره‌های خیلی قشنگ و زیاد، این‌قده خوب بود؛ به نظرت تعبیرش چیه؟

گفتم: تعبیرش اینه که امروز یه جایی کار دارم زودتر میرم، چند ساعتی هم باید جای منم این‌جا باشی!

گفت: دیگه امیدی بهت نیست! :))

(سر صبحی اسم خودمو زورکی یادم میاد، انتظار داره تعبیر خوابشم بدونم) :D

مترسک
چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۴ ۷ نظر

چهار سال پیش، کنکور!

حالا که بحث داغ این روزا کنکور و نتایجشه خاطره‌ای براتون بگم از روز اعلام نتایج کنکور خودم؛ صبح بود یکی از دوستام (که بنا به دلایلی الان ارتباطمون کم‌رنگ شده ولی هم‌چنان براش احترام فوق‌العاده زیادی قائلم) اس‌ام‌اس داد که «وای مترسک! قبول شدم! همونی هم که می‌خواستم قبول شدم»! منم اتفاقاً چند روزی بود اینترنت خونه‌مون تایمش تموم شده بود و هنوز تمدیدش نکرده بودم، روم هم نمی‌شد به همون دوستم بگم «حالا تا دهنت بازه حسنی ما رو هم صدا کن»! شال و کلاه کردم رفتم تا کافی‌نت محل، اون‌جام شلوغ بودا، اصلاً جمعیتی موج می‌زد! نگم براتون! چند نفر جلوتر از من بودن و واکنش چند نفرشونو که دیدم اعصابم بیش‌تر می‌ریخت به‌هم؛ توی حال و هوای خودم بودم یهو یه صدای آشنایی گفت «مترسک جان سلام، شما کجا این‌جا کجا»؟ دیدم یکی از اقوام تقریباً دورمونه (که نسبتش رو بخوام توضیح بدم 2 خط برگه A4 می‌شه!) منم جریانو تعریف کردم، گفت بیا همین جا پشت سیستمِ من کارتو انجام بده؛ مشخصاتم رو وارد کردم و دیدم که همه چی ختم به خیر شده و دکمه پرینت رو زدم و با مسئول اون‌جا حساب و کتابشم کردم زدم بیرون؛ در شرایطی که هنوز والدین خودم و دوستای نزدیکم خبر نداشتن، اطرافیان همون فامیلمون زنگ و اس‌ام‌اس می‌زدن و تبریک می‌گفتن که جا داره از همین تریبون استفاده کنم و پیشنهاد بدم اسم اون عزیزمون رو به عنوان سریع‌ترین و تندترین خبررسان تاریخ بشر در کتاب رکوردهای گینس ثبتش کنن! :))

(از صمیم قلب برای همه کنکوریای دیروز و دانشجوای بعد از این، آرزوی موفقیت و سربلندی می‌کنم) ;)

مترسک
سه شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۴ ۱۴ نظر

از ... به ...

پیرو ماجرایی که اون روزی گفتم:

از «ما» به «من» رسیدن، زیاد سخت نیست؛

از «تو» به «شما» رسیدن، زیاد سخت نیست؛

از «معرفی می‌کنم، خانوممه/آقامونه» به «بله، ارادت داریم خدمتشون» رسیدن، زیاد سخت نیست؛

از «عزیزم» به «خانوم/آقا» رسیدن، زیاد سخت نیست؛

از «امروز چه خوشگل/خوش‌تیپ شدی» به درویش کردن چشمات و نگاه نکردنش رسیدن، زیاد سخت نیست؛

از خاطره‌سازی به فراموشی خاطرات رسیدن، زیاد سخت نیست؛

در واقع هیچ‌کدوم اینا اصلاً سخت نیستن، حداقل برای منِ مترسکی که عمری دیر اومدن و زود پریدن کلاغا رو دیدم و دیگه عادی شده برام، تنها چیزی که سخته جای خالی‌شه؛ جای خالیش موقع دور دور کردن، گوش کردن آهنگی که جفتمون دوستش داشتیم، مسخره‌بازیامون، درددل کردن و...

(تیتر رو عیناً از یه کتابی به همین اسم به قلم رضا امیرخانی وام گرفتم)

مترسک
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴ ۲۳ نظر

به احترام آقایی که «هامون» بود...

(طرح: بزرگمهر حسین‌پور)

(7 سال از بی‌خسرو شدن سینمای ایران می‌گذره... حیف شد، واقعاً حیف...)

مترسک
يكشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ۷ نظر

امنیت یعنی...

اون کامنتی که برای علیرضا شیرازی (مدیریت بلاگفا) نوشتم که خب هیچ‌وقت تأیید نشد، همون اوایلی که تازه با بک‌آپ قدیمی اومده بود بالا، گفتن وبلاگایی که کم‌تر از یک‌سال پیش ثبت شدن قابلیت لاگین ندارن تا همه چی درست بشه، توی همین فاصله یک انسان بیمار (که چه عرض کنم...؟) از این اختلالات «مسخره» سوءاستفاده کرد و آدرس منو ثبت کرد و عملاً وبلاگ منو بدون هیچ زحمتی و دردسری و هکی و چیزی نابود کرد؛ با مهندس مسأله رو در میون گذاشتم و با اثبات حقانیتم، اون وبلاگ حذف شد و تونستم دوباره ثبتش کنم؛ گذشت و گذشت و آرشیو جدید دوستان دیگه هم ذره ذره برگشت، اما من هم‌چنان با یه صفحه خالی مواجه بودم، دوباره مکاتبه‌ای با جنابش داشتم که تکلیف 260 تا پست و چند هزار تا کامنتم چی می‌شه؟ ایشون هم مرحمت فرموده و بعد از یه سرچ فرمودن که «متأسفانه آرشیوی از وبلاگ شما در سرورهای ما وجود ندارد»؛ حالا در گذریم از این‌که هر کدوم از ای‌میل‌هام رو باید چند بار ارسال می‌کردم تا بالاخره یه جواب نیم‌خطی می‌گرفتم اما چیزی که بیش‌تر از همه آزاردهنده است اون صدای «امنیت، امنیت» ایشون بود که ده سال گوش فلک رو کر کرده بود و باعث شد خیلی از امکاناتی که برای بقیه جزو بدیهیات بود برای ما حسرت بشه، اون وقت همون سرویس‌دهنده نامبر وان و خفن و «مثلاً امن»، سروراش از داشتن یه فایل بک‌آپ از وبلاگی که ظرف یک سال آرشیو نسبتاً حجیمی رو ایجاد کرده، ناتوانه؛

امنیت یعنی محدودیت‌های عجیب و غریب، امنیت یعنی نابودی یهویی تمام خاطرات و دل‌نوشته‌های ما، امنیت یعنی تغییرات جدید فقط محدود به تغییر رنگ سالانه قالب سایت و پیام تبریک نوروز بشه، امنیت یعنی جوک قرن! خیلی بامزه بود خندیدیم، هارهارهار :|

(قلب من ضعیفه خواهشاً از این شوخیا باهام نکنید، یهو دیدید موندم روی دستتون، جناب بلاگفا...)

مترسک
شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴ ۱۷ نظر
مطالب اخیر