۲۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

کارنامه آینه 8 ساله

خیلی وقت بود دلم می‌خواست مورد سنجش سنگ محک دوستان قرار بگیرم اما طی تمام این 8 سال گذشته، تنها اتفاقی که هیچ وقت امکان وقوع پیدا نکرد همین سنجش بود تا خلاقیت اخیر مهندس جان که نظرسنجی «خوشبخت دلنشین» رو راه انداختن؛ جمعه هفته قبل بود که نوبت به این حقیر رسید و از شما خواستم که منصفانه نظرتونو اعلام کنید و هیچی نگفتم تا این تایم یک هفته‌ایش بگذره و طبق قولی که همون روز دادم، بدون توجه به اسم نظردهندگان و صرفاً با نگاه به محتوا، پیگیر موضوع بودم؛

اولاً بی‌نهایت ممنونم از همه عزیزانی که وقت گذاشتن و عملکرد من _ که کوچیک‌ترین این جماعتم _ رو مورد بررسی قرار دادن و نمره‌ای که از دیدگاه خودشون حقم بوده رو مرقوم کردن؛

ثانیاً خدا رو شکر؛ واقعاً دارم میگم خدا رو شکر که بعد از 8 سال تونستم به بخش قابل توجهی از ایده‌های اولیه‌ام برسم و این رو از لابه‌لای کامنتای شما دوستای خوبم، فهمیدم؛ خدا رو شکر...

ثالثاً این مزرعه، آینه زندگی روزمره منه؛ اگر یه مطلبی به نظر شما خیلی قرص و محکم میاد، مطمئن باشید لحظه نوشتنش حال دلم قرص و محکم بوده و اگه یه پستی به نظرتون ضعیف اومده باز هم به خاطر حال دل خودمه که باعث شده موقع چیدمان و آرایش کلمات، بی‌دقتی و بی‌سلیقگی داشته باشم؛ همه اینا رو نگفتم که خودمو توجیه کنم، بلکه خواستم بدونید که این مزرعه، برای من بیش‌تر از یه وبلاگه و شما هم برای من ارزشی بالاتر از یه وبگرد معمولی دارید؛

چهارمین موضوع درباره نظرات شما خوباست؛ من به هر جایی که رسیدم (البته اگه رسیده باشم) حاصل همین دیدگاه‌های شماست که هدایتم کردید به این‌جا و تا مادامی که وبلاگ‌نویس هستم، محتاج و نیازمند کامنتای شما هستم و هیچ وقت [تأکید می‌کنم: هیچ وقت] دلم نخواسته عزیزی رو از خودم برنجونم و با جوابی که بهش دادم _ یا گاهی هم جوابی نداشتم _ بخوام کسی رو از این مزرعه طرد کنم؛ به عبارتی باید خیلی ابله باشم که همچین کاری بخوام بکنم؛ همین جا تمام قد از هر دوستی که از واکنش من نسبت به نظرش رنجیده خاطر شده، پوزش می‌طلبم و ازتون حلالیت می‌طلبم و خواهش می‌کنم که تحت هیچ شرایطی این فکر به ذهنتون خطور نکنه، ممنونم؛

نکته پنجم این‌که: مرسی! به همین سادگی؛ مرسی بابت این‌که چیزای حتی خیلی کوچیک در حد یه دونه نیم‌فاصله، تا موضوعات خیلی بزرگ مثل سیر نزولی یا صعودی مطالبم رو می‌بینید و ساده از کنارش نمی‌گذرید؛ این قضیه همون قدری که برام لذت‌بخشه، کارم رو هم سخت می‌کنه چون باید حواسم رو بیش‌تر جمع کنم؛ پس... چشم!

در آخِر اینو بگم که جدای از نتیجه نهایی و امتیازی که سرانجام قضیه دشت می‌کنم، برای من مهم‌ترین موضوع همین سنجش عملکردم بود؛ واقعاً نیاز داشتم که بدونم بعد از تقریباً یک دهه، کجا ایستادم و چه کارایی کردم و چه کارایی باید انجام بدم و مراقب چه مسائلی باشم؛ متشکرم از همه‌تون.

(برای بار چندم تأکید می‌کنم که: من، نیم‌من هم نیستم...)

مترسک
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ ۳۱ نظر

پازل می‌سازیم! + الحاقیه

داشتم توی وسایلم دنبال یه چیزی می‌گشتم که دیدم یه پازل 1000 تیکه که عکس عالی‌قاپوی نقش جهان اصفهانه و 3 سال پیش رفیقم بهم کادو داد و وقت نکردم درستش کنم همین طوری مونده گوشه کمد؛ آوردمش بیرون و مشغول ساختش شدم؛ از آخرین باری که پازل ساختم یادم نمیاد چند سال گذشته اما هر چند سال که گذشته، خیلی گذشته! حتی فکرشم نمی‌کردم که پازل ساختن هنوز برام جذابیت داشته باشه و بهم آرامش بده، تا جایی که یه دفعه به خودم اومدم دیدم که دو ساعت گذشته و اصلاً متوجه گذر زمان نشدم؛ چه حالی میده!

(تموم که شد، عکسش رو براتون آپلود می‌کنم)

(الحاقیه: پازل ساختیم!)

مترسک
پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۴ ۳۱ نظر

نگاهم با نگاهت...

چند ماه پیش با یه آقایی تصادف که چه عرض کنم، در حد 20‌ سانت ماشینامون هم‌دیگه رو لمس کردن و اتفاقی نیفتاد اما خب چند دقیقه‌ای پیاده شدیم محض رویت محل برخورد؛ خلاصه از اون روز تا به الان که در خدمت شمام، هفته‌ای دو-سه بار جاهای مختلف شهر زیارتش می‌کنم و هی اون روز و برخورد کذایی و ادبیات سخیفش برام یادآوری می‌شه؛ مردم دم به دقیقه هنرمند و ورزشکار معروف می‌بینن، اون وقت من...! دِ آخه اینم شد شانس؟ :|

(به قول شاعر گفتنی: نگاهم با نگاهت، کرد برخورد / خدا مرگت دهد، حالم به هم خورد!)

(توضیح اَبَر ضروری: من طلب مرگ برای اون بنده خدا نکردما، همه‌اش زیر سر شاعرشه که اعصاب نداشته!)

مترسک
چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ ۳۷ نظر

محسنی که دوستش دارم

(عکس: سایت رسمی سریال شهرزاد)

رُک بخوام بگم محسن خان چاووشی، هنرمند مورد علاقه‌ام نیست، دوستش دارم اما طوری نیست که تمام کاراشو با شوق و ذوق تهیه کنم و گوش کنم ولی تک و توک آهنگ داره که دوست دارم و بین همه اینا آثاری که برای فیلم «سنتوری» و اخیراً برای سریال «شهرزاد» خونده رو بیش‌تر می‌پسندم؛ امروز همین طوری که داشتم با این آهنگاش کِیف می‌کردم (به معنای واقعی کلمه‌اش) با خودم گفتم چرا این حس خوبم رو با شما دوستای خودم تقسیم نکنم؟ یه لیست از آثاری که محسن چاووشی عزیزمون برای این مجموعه خونده رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم:

دانلود آهنگ «کجایی» از محسن چاووشی | لینک کمکی

[حجم: 8.75 مگابایت]

دانلود آهنگ «شهرزاد» از محسن چاووشی | لینک کمکی

[حجم: 9.3 مگابایت]

دانلود آهنگ «هم‌خواب» از محسن چاووشی | لینک کمکی

[حجم: 6.93 مگابایت]

دانلود آهنگ «به رسم یادگار» از محسن چاووشی | لینک کمکی

[حجم: 12.7 مگابایت]

دانلود آهنگ «افسار» از محسن چاووشی | لینک کمکی

[حجم: 10.8 مگابایت]

دانلود آهنگ «ماه پیشونی» از محسن چاووشی | لینک کمکی

[حجم: 9.14 مگابایت]

(راستی چون اینا تک آهنگ و رایگان هستن توی هاست وبلاگم آپلودشون کردم وگرنه حواسم به کپی‌رایت هست؛ ضمناً یکی از دوستان هم التماس دعا داشتن)

مترسک
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ ۳۵ نظر

برای وبلاگِ خاصِّ آقای خاص

بعضی وبلاگا هستن که اصولاً وبلاگ نیستن، یعنی در حقیقت وبلاگن اما در اصل چیزی بیش‌تر از یه وبلاگن؛ این «اعترافات یک درخت» هم عنوان بسیار درستی براش انتخاب شده، چون برای من درختیه که با زبان صفر و یک میکس شده و شده یه وبلاگ؛ درختی با ریشه در ایمان راسخ صاحبش [که حتی اگه مخالفش هم باشی به خاطر مومن به عقاید خویش بودنش، تحسینش می‌کنی] و میوه امید که حتی در ناامیدانه‌ترین حالت ممکن هم کورسوی امیدی جلوی چشمت می‌کاره با اسمی که خاصش می‌کنه: آووکادو! اصلاً شاید همین خاص بودن اسمش بود که جذبم کرد؛ عقاید و علایق و سلایق و دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های شخصیش رو طوری در قالب ساده و سفید-سبزش و بسیار هم خلاصه‌وار به رشته تحریر در میاره که خواننده مجبور می‌شه حتی برای چند لحظه‌ای هم که شده به فکر فرو بره و برای شخص پُرحرف و حرف کم نیاری مثل نگارنده، خیلی وقتا پیش اومده که نمی‌دونسته دقیقاً باید چی بگه چون خود شخص شخیص «صاحب درخت» (با سکون روی «ب» بر وزن «صاحب خونه») هر چی لازم بوده گفته و نمی‌دونی باید چی بگی؟ از منظم و آراسته بودن این درخت و ذکر منبعی که هیچ وقت فراموش نمی‌شه و باقی محسناتش هم حرفی به میون نیارم سنگین‌ترم چون هر چی بگم، کم گفتم؛ القصه آووکادو جان گفتن که سالگرد تولد درختشونه و از ما خواستن که براش بنویسیم، مام گفتیم «چشم»...

(این روزها همه «آووکادو» را جای خوردن، می‌خوانند؛ شما چطور؟)

مترسک
دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ ۲۰ نظر
مطالب اخیر