دست بودار

البته پیشنهادم اینه سیگار نکشی، حداقل برای خودت بهتره وگرنه من چی کارم اصلاً؟ اما برادر گرامی و احیاناً خواهر محترم، حالا که داری سیگار می‌کشیا بالاغیرتاً بعدش دست نده یا اگه می‌خوای دست بدی مثل کسی که دستش کثیفه یا خیسه، با ساعد دست بده، که خب پُر بی‌راه هم نیست و واقعاً هم دست مبارکت کثیفه؛ وقتی با این شرایط دست میدی، دست آدم بو می‌گیره و اعصاب نمی‌ذاره؛ منم یه دردی دارم که حس بویاییم یه نمور مشکل داره اما بوی سیگار رو به راحتی (و از فاصله) به راحتی تشخیص میدم و حالا تصور کن اگه دست خودم بوی سیگار بگیره چقدر اذیت می‌شم؛ مراعات کن قربونت.
(حالا تا این‌جا اومدیم یه خورده هم پیام بهداشتی بدیم: سیگار عامل اصلی سرطان و برای سلامتی مضر است) :|
مترسک
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ۹ نظر

خوشبخت باشید

«اگر خوشبختی را برای یک ساعت می‌خواهید، چرت بزنید؛

اگر خوشبختی را برای یک روز می‌خواهید، به پیک‌نیک بروید؛

اگر خوشبختی را برای یک هفته می‌خواهید، به تعطیلات بروید؛

اگر خوشبختی را برای یک ماه می‌خواهید، ازدواج کنید؛

اگر خوشبختی را برای یک سال می‌خواهید، ثروت به ارث ببرید؛

اگر خوشبختی را برای یک عمر می‌خواهید، یاد بگیرید کاری را که انجام می‌دهید دوست داشته باشید...»


(می‌دونم این جمله استیو جابز برای خیلیاتون آشنا بود اما حس کردم یادآوریش می‌تونه مفید باشه)

مترسک
چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴ ۱۴ نظر

دو سال عقب‌تر از قافله

گفت: ای ی ی! این از سال 88 این‌جا جا مونده کسی هم نیومده دنبالش؛

گفتم: راست میگیا، خیلی گذشته؛ 4 ساله، کم نیستا؛

گفت: 4 سال؟ چرا 4 سال؟

گفتم: پس چند سال؟

گفت: 6 سال؛

گفتم: چرا 6 سال؟

گفت: مترسک جان، دلبندم! 94 منهای 88 می‌شه 6 و نه 4 سال!

گفتم: از دست این حافظه من؛ نمی‌دونم چرا همش فکر می‌کردم الان توی سال 92ـیم؟!

[چند ساعت بعد به یکی دیگه] گفتم: راستی آخرین باری که شما رو دیدم کِی بود؟ خیلی وقته ازش گذشته؛

گفت: زمستون 92 بود که برای تعطیلات سال نو اومده بودم ایران؛

گفتم: زمستون 92 که حالا چند ماه مونده، منظورتون 90 بود دیگه؟

گفت: اون زمستونه 94ـه که چند ماه بهش مونده، درضمن سال 90 هم من اصلاً سفری به ایران نداشتم!

گفتم: شما می‌دونید من چرا از اول صبح هی فکر می‌کنم توی سال 92ـیم؟

گفت: فقط اینو می‌دونم که ایشالا هر چی زودتر شفا پیدا کنی! :))


(با توجه به این‌که تازگیا عاشق نشدم و خیلی وقت هم هست که از فارغ‌العشق شدنم می‌گذره، یه مقدار این حواس‌پرتیم عجیب نیست؟ نکنه به قول احسان خواجه‌امیری «شاید مُردم حواسم نیست»؟!) :D

مترسک
سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۹۴ ۱۳ نظر

«تعبیر وارونه رویا» از رضا یزدانی

دانلود آهنگ «تعبیر وارونه رویا» از رضا یزدانی

[حجم: 10.5 مگابایت]


(البته این آهنگ دو روز پیش در اومد ولی من تازه در جریانش قرار گرفتم اما دلیل نمی‌شه معرفیش نکنم، مگه نه؟)

مترسک
دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۸ نظر

نه

از اون موقعی که ما به سیب‌زمینی می‌گفتیم دیب‌دمینی (!) بهمون یاد دادن که هر جایی فوری جواب مثبت ندیم و یه خورده فکر کنیم و اگه به نظرمون کار درستی نبود یا با مشورت فهمیدیم که به صلاحمون نیست راحت بگیم «نه» اما مسأله این‌جاست که هر وقت صحبت از «نه» گفتن می‌شه همه‌مون ذهن‌مون سمت مواد مخدر یا چیزای مشابهش که برای سلامت بدن مضرن و روابط پرخطر و... میره اما یادمون رفته یا شاید هم یادشون رفته بهمون بگن که خیلی وقتا مخاطب اون «نه» کسی نیست جز خودمون؛ خیلی وقتا لازمه به نفس و دل و علایق خودمون «نه» بگیم؛ اتفاقاً من تازگیا به این نتیجه رسیدم «نه» گفتن به خودمون از «نه» گفتن به یه عامل یا شخص دیگه به مراتب سخت‌تره و شهامت بیش‌تری می‌خواد؛ واقعاً مشکله که خودت جلوی خودت رو بگیری و مانع از انجام کاری بشی که دوستش داری و یا خیلی وقته منتظر یه موقعیت برای انجامش هستی و حالا شرایطش پیش اومده اما ازش صرف نظر کنی ولی اگه جای اون لحظه، چند قدم جلوترت رو ببینی متوجه میشی که ارزشش رو داره از کنارش بگذری...

(دو-سه روز پیش همین حرکت رو زدم، تا یه روز نصفی بعدش دپرس بودم ولی الان دیگه حالم خوبه و خوشحالم که خودم به خودم «نه» گفتم) ^_^

مترسک
دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴ ۱۲ نظر
مطالب اخیر