پشه گوشی!

رفته بودم بنزین بزنم، یه دست به نازل و یه دست به کمر (!) داشتم بالا رفتن عددای لیتر و قیمت رو می‌دیدم که یه پشه، فِرت (!) رفت تو گوشم! با همون دستی که به کمرم تکیه زده بود، ترکوندمش! شما تصور کنید یه لکه سیاه توی سوراخ گوشم!

بعد از این‌که حساب کردم و داشتم بر می‌گشتم، توی مسیر با گوشم درگیر بودم که لاشه پشه مذکور رو از تو گوشم در بیارم که به خودم اومدم دیدم چراغ قرمز شده و جلوم هم یه ماشین توقف کرده بود، ترمز خفنی زدم که به نظرم خط قشنگی کشیده شد روی خیابون و لحظه آخر همه چی کنترل شد (و همون جا بود که ندایی شنیدم که می‌گفت: این است خودروی ملی!) ولی... برخورد خفیفی هم با ماشین جلویی‌ام داشتم؛

فهمیدم چیزی نشده ولی اخلاقاً خودم رو مسئول دونستم پیاده بشم ببینم چه خبره؛ زودتر پیاده شدم دیدم خوشبختانه خبری نیست، تازه راننده اون موقع پیاده شد؛ خانمی به شدت سانتی‌مانتال (البته به چشم خواهری!) و بسیار خندان پیاده شد، همون لحظه در دم عذرخواهی کردم و گفتم «خدا رو شکر چیزی نشده، بفرمایید ملاحظه کنید» خودش هم تأیید کرد و با لحنی به غایت تو دماغی و آهنگین و تا حدودی لوس، همراه با همون حالت خندونی که از اولش داشت، فرمودن که «آقا هیچ معلوم هست حواست کجاست؟» که من موندم دقیقاً چه واکنشی نشون بدم؟ بخندم؟ بگم پشه تو گوشم ترکیده بود؟! صرفاً با یه عذرخواهی مجدد سر و تهش رو هم آوردم و تمام!

از لحن بیان جمله‌اش و پشه تو گوش من که بگذریم، اون خندان بودنش بیش از هر چیزی برام عجیب بود؛ چون قطعاً به خاطر گوشم نبود چرا که اولاً قدش نمی‌رسید گوشم رو ببینه (الان متوجه شدید قد بلندم یا بیش‌تر توضیح بدم؟) و ثانیاً اگه هم می‌دید صحنه خنده‌داری نبود، بلکه ترسناک هم بود! پس به خاطر چی اون جوری می‌خند؟ D:

(از همین الان مشخصه قراره چه کامنتای شاهکاری ازتون دریافت کنم! خدا به خیر کنه!) :))

شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ۲ نظر
مترسک

خیلی بد خندیدم

اسکار خجالت‌آورترین خنده تاریخ (از زمان انسان‌های نئاندرتال تا امروز) هم می‌رسه به این ماجرای من:

دیروز دوست دوران راهنمایی‌ام رو بعد از حدود 10 سال دیدم، البته قبلاً هم تو خیابون دیده بودمش ولی طوری نبود که با هم حرف بزنیم، فقط سلامی داده بودیم و تمام؛ اون هم مثل خودم چند ماهیه که سربازه؛ خلاصه دیروز همین جوری که مشغول حرف زدن و تعریف کردن مختصری از وقایع این چند سال بودیم، گفت «چند وقت پیش رفتم خواستگاری ولی جواب رد شنیدم و بعدش...» تا اینو شنیدم خیلی محکم زدم زیر خنده و دو دقیقه ممتد با صدای بلند و خیلی بد (خیلی خیلی بد) خندیدم، حرفش به خودی خود حرف خنده‌داری نبود (حتی گریه‌دار هم هست!) اما از بس بانمک گفت نتونستم جلوی خنده خودم رو بگیرم و خندیدم؛ بنده خدا ادامه حرفش یادش رفت و اصلاً یه چیز دیگه گفت!

(البته وجدان‌درد گرفتم و ازش حلالیت هم گرفتم ولی خب این چیزی از خجالت‌آوری‌اش کم نمی‌کنه!)

جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ ۲۲ نظر
مترسک

برای نسلی که ترکش نخورده

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷ نظر
مترسک

از کبیر به کثیف تا... بزرگ

(عکس: حسین شریعت)

دوران پهلوی کورش، کبیر بود؛ سندش هم جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی و نطق معروف شاه که «کورش آسوده بخواب که ما بیداریم» و خیابونا و بیمارستان‌ها و غیره‌ای که به نامش زدن و حتی به شکل غیررسمی گفته می‌شه که اسم ولیعهدش (یعنی رضا پهلوی دوم) هم «کورش‌رضا» است (کورش‌رضا پهلوی) هرچند تا الان تأییدیه‌ای براش ندیدم؛

زمان انقلاب همون کورش، کثیف شد؛ هر جا لفظ «کورش کبیر» بود، «کبیر»ـش رو خط می‌زدن و جاش می‌نوشتن «کثیف»؛ هر جایی هم که به اسمش بود ظرف مدت کوتاهی تغییر اسم پیدا کرد؛ تا سال‌ها هم دیگه کسی اسم کورش روی بچه‌اش نذاشت به جز موارد خیلی استثنایی؛

چند وقتی گذشت و دوباره کورش، بزرگ شد؛ توی کتاب‌های تاریخ مدارس ازش به نیکی یاد می‌شه، دیگه کسی بهش فحش نمیده، حتی براش مراسم هم می‌گیرن و چند سال پیش هم که منشورش برای چند ماهی مهمان موزه ملی شد و خیلی هم براش تبلیغات کردن؛ اون قدری بزرگ شد که ترجمه استوانه‌اش یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخی شد و حتی یکی از پرجستجو‌ترین مقالات تاریخی توی اینترنت شد؛

چند سال پیش زمزمه‌های ساخت فیلم سینمایی‌اش با تهیه‌کنندگی مرحوم علی معلم (آخ که چقدر سخته بهش بگیم «مرحوم») و کارگردانی مسعود جعفری‌جوزانی شنیده شد تا این‌که دیشب مراسم رسمی آغاز پروژه‌اش به همراه رونمایی از کتابش و یادواره‌ای برای علی معلم، برگزار شد و در آینده احتمالاً نه‌چندان دور هم شاهد اکران فیلمش خواهیم بود.

(این سیر تغییر یا شاید هم تکامل طی تقریباً 40 سال جالبه، نه؟)

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹ نظر
مترسک

نخراشیدم

هر کَس بد ما به خلق گوید

ما چهره ز غم نمی‌خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم...

از: مرحوم دکتر علی مزینانی «شریعتی»

(شاید کمی هم منظوردار!)

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ۲۴ نظر
مترسک
مطالب اخیر